![]() ایزاک پرلمن اراده آهنین پرلمن
یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۵
عده ای بر این باور هستند که ویولن زدن کاریست بس دشوار. بسیاری از هنرجویانی که به این ساز روی می آورند پس از مدتی از ادامه باز مانده و دلسرد میشوند و یا به سازی دیگر روی آورده و یا به طور کلی با دنیای موسیقی وداع میکنند. بالاخره سلطان سازها باید هم سخت باشد. درمورد ویولنیست شدن از بتهوون نقل میکنند: "برای ویولنیست شدن روزانه هشت ساعت تمرین تا سی سال لازم است." در اروپا به ویولن ساز شیطانی نیز گفته اند. میگویند ویولن همچون اسب چموش و سرکشی است که به هرکس سواری نمیدهد.به راستی که رام کردن این اسب سرکش ارده ای آهنین میخواهد.اما خوشا به سعادت آن کس که این اسب چموش را رام کرده و چه سواری ها که با آن نکرده و چه بسیارند کسانی که گوش و جان به نوای این سواری سپرده اند و خود را خوشبخت عالم یافته اند. منوهین درباره ویولنیست میگوید:" نوازنده ی ویولن موجودی است مستقل .هیچ دست بیگانه ای در ملک طلق او اختیار ندارد.هیچ گوشی جز گوش او زیر و بم صدا را تعیین نخواهد کرد.او به تنهایی مخدوم است و خادم به محض اینکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشی شگفت انگیز آغاز میشود.در این چالش که بی وقفه ادامه می یابد کسب پیروزی به تمامی بر عهده ی خود اوست.این ارتباط بین ویولن و نوازنده اش است که این ساز را منحصر فرد ساخته. ویولنیست واقعی حق ندارد خسته شود .گرچه ممکن است با ناکامی هایی مواجه شود اما هرگز نباید از پا بیفتد" شبی پس از کنسرتی که فریتز کرایسلر ویولن زن و آهنگساز بنام قرن بیستم برگزار میکند یکی از مخاطبان کنسرت آن چنان تحت تاثیر قرار میگیرد که کرایسلر را در آغوش گرفته و میگوید :"دوست داشتم تمام زندگی خود را بدهم در عوض مانند شما ویولن بزنم." کرایسلر در پاسخ میگوید:(من هم همین کار را کرده ام) آری برای تسلط یافتن براین تکه چوب و تارهایش باید زندگی داد. کسانی را میشناسیم که این اسب سرکش را رام کرده اند.اویستراخ هایفتز میلشتاین اشترن شاهام ریچی و ... ایزاک پرلمن را هم میتوان به نام های بالا اضافه کرد.کسی که به راستی اراده ای آهنین دارد.پرلمن با تکنیک بی عیب و ویرتوئوزیک خود بسیاری از شنوندگان خود را محظوظ نموده.کسی که توانایی اجرای هر نوع قطعه اعم از کلاسیک جاز کانتری جیبسی سینمایی و... را دراست ایزاک پرلمن در 31 آگوست 1945 در جافا منطقه ای از تل آویو پایتخت کشور اسراییل به دنیا آمد.وی را به عنوان یکی از بهترین ویولنیست های قرن بیست وبیست ویکم میشناسند.شاید در بین ویولنیست هایی که در قید حیات هستند نتوان کسی را بالاتر از پرلمن یافت. بشنوید قسمتی از کاپریس شماره یک پاگانینی با اجرای ایزاک پرلمن پرلمن زمانی که کودکی خردسال بود با شنیدن یک رسیتال ویولن از رادیو به این ساز علاقه مند شد و تصمیم گرفت ویولنیست شود. وی فراگیری ویولن را در سنین پایین کودکی در آکادمی موسیقی تل آویو شروع کرد.استعداد او از همان دوران کودکی به خوبی نمایان بود. تنها اندکی پس از فراگیری به برگزاری کنسرت با ارکسترهای محلی پرداخت و زمانی که فقط ده سال داشت اولین بار به عنوان سولیست رسیتال برگزار کرد. در زمان کودکی با فاجعه ای جانسوز یعنی فلج اطفال مواجه بود که در چهار سالگی به آن دچار شد که هنوز هم از این بیماری رنج میبرد وی به کمک عصا راه میرود و در کنسرت ها نشسته بر روی صندلی ویولن مینوازند.این جاست که اراده آهنین او خودنمایی میکند. به راستی که همین اراده است که پرلمن را پرلمن کرد. ایزاک پرلمن زمانی که 13 سال داشت در یک برنامه مردمی تلویزیونی در نیویورک شرکت و توجه بینندگان برنامه را به خود جلب کرد. همین برنامه برای او کافی بود تا استعداد سرشار خود را به نمایش بگذارد.به او اقامت در شهر نیویورک و جایزه تحصیل در جولیارد دادند. در مدرسه جولیارد از محضر استادان مسلم موسیقی همچون ایوان گالامیان و دروتی دلای بهره برد. دوری کاری وی به عنوان نوازنده حرفه ای ویولن در سال 1963 آغاز شد. در این سال کنسرتو ویلن فا دیز مینور وینیاوسکی را به همراه ارکستر انجمن ملی در کارنگی هال نیویورک به مرحله اجرا گذاشت. البته این اجرا چندان موفقیت آمیز نبود و پرلمن مورد انتقاد و نکوهش قرار گرفت.بسیاری از منتقدین بر این باور بودند که وی در اجرای دقیق و واضح پاساژهای بسیار دشوار این اثر ناتوان بوده است. ببینید Wieniawski - Etude Op.18,4 'Caprice in a minor' با ویولون ایزاک پرلمناما ویولنیست جوان ما مایوس نشد و با صلابت به راه خود ادامه داد و یک سال پس از این واقعه در سال 1964 اولین جایزه خود را در رقابت ویولن لوینتریت در نیو یورک کسب کرد. در سال 1965 وی دیگر به عنوان یک نوازنده ی جهانی مطرح بود.از این دوره به بعد شروع به ضبط صفحه کرد و تورهایی را برگزار نمود. در اولین قدم به زادگاه خود اسراییل باز گشت و اقدام به برگزاری هشت کنسرت با ارکستر فیلارمونیک اسراییل کرد. از جمله تورهای هنری وی میتوان تور لندن به همراه ارکستر سمفونیک این شهر در سال 1968 تور سالزبورگ به همراه ارکستر فیلارمونیک وین در سال 1972 وتور هنری سال 1990 در شوروی سابق به همراه ژوبین مهتا و فیلارمونیک اسراییل را نام برد.این تور هنری با عنوان "پرلمن در روسیه "به صورت دی وی دی در بازارهای جهانی منتشر شده است.در این دوره مشغول به کار فرهنگی در کاخ سفید نیز شد و مستر کلاس برگزار نمود. هنگامی که کنسرتو ویولن دیوسان و دشوار سیبلیوس را اجرا کرد منتقد موسیقی هاوارد کلین در نیویورک تایمز او را مورد تحسین وستایش قرار داد و اجرای وی را یکی از بهترین اجراهای ارائه شده از این اثر توصیف کرد. هاوارد کلین که به وجد آمده بود در نیویورک تایمز نوشت:"چه نوازندگی شور انگیزی.چه سونوریته ی گرم و دلنشینی.گویی در بخش هایی از فلاژوله های موومان سوم پرلمن با ویولن خود سوت میزند! تپیدن را در این اجرا تجربه کنید.. از گوش دادن به او لذت ببرید... با توجه به عظمت ویولن و سازگاری این ساز با فرهنگ ها و سبک های مختلف پرلمن به نوازندگی در حیطه موسیقی کلاسیک بسنده نکرد. وی در زمینه موسیقی جیبسی و فولکلریک هم فعال بوده و در این زمینه صفحه هایی ازاو موجود است.اجرای وی از زیگونروایژن -که ساراسات با الهام از موسیقی محلی کولی ها اقدام به ساخت آن کرد یکی از بهترین اجراهای ارائه شده از این اثر میباشد. زوکرمن و ایزاک پرلمن به طور کلی پرلمن رپرتوار بسیار گسترده و فراگیری دارد .در این رپرتوار انواع فرمهای موسیقی اعم از سونات کنسرتو وحتی انواع انکورهاو ملودی ها شامل کلیه ی دوره های موسیقی اعم از باروک کلاسیک رمانتیک و مدرن به چشم میخورند.به همین دلیل نمیتوان پرلمن را متخصص اجرای آثاری مربوط به مکتب و یا دوره ای خاص دانست.در واقع شعور ودرک بالای موسیقیایی او باعث شده از باروک تا مدرن را به نحو احسن بنوازد. بشنوید قسمتی از پلونز شماره یک وینیاوسکی با اجرای ایزاک پرلمن اجرای پرلمن از چهار فصل ویوالدی از باروک اجرای کنسرتو سل ماژور موزارت از دوران کلاسیک اجرای کنسرتو ویولن بتهوون از دوران رمانتیک و اجراهای کنسرتو ویولن شوستاکوویچ و وکالایز راخمانینوف از موسیقی سده بیستم هر کدام از بهترین اجراهای ارائه شده از این آثار هستند. در واقع چنین ویژگی در کمتر نوازنده ای یافت میشود برای مثال روجیرو ریچی متخصص در اجرای آثار پاگانینی است و آرتور گرومیو متخصص در اجرای آثار باخ. از نوازندگان نسل پیش میتوان اویستراخ و هایفتز و از نوازندگان امروزی میتوان گیل شاهام را مثال زد که چنین شعور بالای موسیقیایی برای اجرای انواع آثار از مکتب ها و دوره های مختلف را دارا بودند. پرلمن به عنوان سولیست ویولن با بسیاری از نوازنده های مطرح دوران خود همکاری داشته که از آن ها میتوان ایزاک اشترن . پینشاس زوکرمان دانیل بارنبویم لین هارل و یویو ما را نام برد.او به مناسبت شصتمین سالگرد ویولنیست شهیر ایزاک اشترن با همکاری خود او و ژوبین مهتا به همراه ارکستر فیلارمونیک نیویورک صفحه ای را به بازار عرضه نمودند که در آن اثاری از باخ موزارت و ویوالدی اجرا شده بود. اکومپانیمان های وی در سال های اخیر ساموئل سندرز و ولادیمیر اشکنازی بوده اند که حاصل همکاری پرلمن و اشکنازی چند جایزه گرمی در زمینه نوازندگی موسیقی مجلسی بوده است. علاوه براین پرلمن با بسیاری از رهبران طراز اول دنیا همکاری داشته که میتوان همکاری وی با اورماندی برای ضبط کنسرتو ویولن چایکوفسکی همکاری با بارنبویم برای ضبط کنسرتو ویولنهای برامس و بتهوون همکاری با آندره پروین برای ضبط کنسرتو ویلن های مندلسون و سیبلیوس و همکاری با جیمز لیواین برای ضبط کنسرتوهای موزارت را نام برد. اکثر اجراهای پرلمن توسط لیبل ای ام آی کلاسیک ویا دویچه گرامافون منتشر شده اند در سال 1995 هنگامی که 50 سال داشت به عنوان هنرمند سال از سوی مدیران ای ام آی انتخاب شد و در همین سال قرارداد پنج ساله ای با این شرکت امضا نمود. بشنوید قسمتی از کنسرتو ویولون خاچاطوریان با رهبری زوبین مهتا و ویولون ایزاک پرلمن پرلمن در سال 1987 به اسراییل باز گشت و به همراه ارکستر فیلارمونیک کشور نامبرده کنسرتهایی رادر کشور های بلوک شرق برگزار نمود. ایزاک پرلمن و جان ویلیامز وی همچنین در سال 1990 کنسرت هایی را با همان ارکستر در چین و هند برگزار نمود. ایزاک از یک ساز استرادیواریوس استفاده میکند که نام آن سویل است.این ساز در سال 1714در شهر کرمونا ساخته شده و سازیست بسیار زیبا .از سال 1902 که شخصی به نام سویل این ساز را خریداری کرد این ساز سویل نام گرفت. در سال 1950 لرد یهودی منوهین این ساز را خریداری کرد و در نهایت در سال 1986 در اختیار پرلمن قرار گرفت. از سال 1997 پرلمن به رهبری ارکستر روی آورده و در اکثر اجراهای اخیر هم به عنوان سولیست و هم به عنوان رهبر ایفای نقش نموده. به عنوان رهبر با بسیاری از ارکسترهای بزرگ ایالات متحده همچون ارکسترهای فیلادلفیا شیکاگو و لس آنجلس همکاری داشته و درسال 2001 به عنوان رهبر میهمان ارکستر سمفونیک دیترویت انتخاب شد.در سال 2005 پرلمن رهبری بر روی سکوی ارکستر های سیاتل شیکاگو و فیلارمونیک نیو یورک را نیز تجربه کرد. یکی از آخرین کنسرت های پرلمن در22 ژانویه 2006 در ونکوور کانادا برگزار شد که پرلمن به همراه ارکستر سمفونیک این شهر کنسرتو ویولن بتهوون را اجرا کرد. در پایین لیستی از جایزه های گرمی کسب شده توسط پرلمن می آید تا بتوانید به عظمت این نوازنده پی ببرید: جوایز گرمی در بخش نوازندگی موسیقی مجلسی: پرلمن و بارنبویم : برامس سه سونات ویولن وپیانو(1991) پرلمن واشکنازی و لین هارل : تریوهای پیانوی بتهوون (1988) پرلمن اشکنازی و هارل: چایکوفسکی تریو در لا مینور(1982) پرلمن و زوکرمان : دوئت شوستاکوویچ و پروکفیف سونات برای دو ویولن(1981) پرلمن و اشکنازی : سوناتهای ویولن بتهوون (1979) جوایز گرمی در بخش نوازندگی سولیست به همراه ارکستر: پرلمن و سی جی اوزاوا:البوم امریکایی آثاری از برنشتاین و..(1996) پرلمن و زوبین مهتا :شوستاکوویچ و گلازونف کنسرتو ویولن(1991) پرلمن ولیواین : موزارت کنسرتو ویولن 2و4(1988) پرلمن و بارنبویم: کنسرتو ویولن الگار(1983) پرلمن مهتا اشترن وزوکرمان: آلبوم شصتمین سالگرد اشترن(1982) پرلمن وروستروپوویچ:برامس دوبل کنسرتو(1981) پرلمن و سی جی اوزاروا : کنسرتو ویلنهای استراوینسکی و برگ(1981) پرلمن و ارکستر فیلارمونیک لندن: چهار فصل ویوالدی(1976) جایزه گرمی در بخش بهترین آلبوم موسیقی کلاسیک: پرلمن و کارلو ماریا جولینی : کنسرتو ویولن برامس (1979) جایزه گرمی در بخش بهترین طراحی آلبوم موسیقی کلاسیک : پرلمن اشترن زوکرمان و ژوبین مهتا:شصتمین سالگرد آیزاک اشترن(1982) علاوه بر جوایز گرمی پرلمن در زمینه موسیقی فیلم جوایزی همچون آکادمی و اسکار را از آن خود کرده است.یکی از افتخارات وی دریافت جایزه از دست بزرگانی همچون پرزیدنت ریگان و پرزیدنت کلینتون میباشد. شاید هم یکی از افتخارات کلینتون این باشد که به پرلمن جایزه داده است! پرلمن در حال حاضر به تدریس موسیقی مشغول است و هر تابستان در "برنامه موسیقی پرلمن" به طور تمام وقت به شاگردان با استعداد درس میدهد. هنر ایزاک پرلمن این است که توانسته ایزاک پرلمن باشد. |
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط مهدی پناهی
|
علی رهبری
خودش را براي سال هاي فراموشي سرزنش مي كند. حالا آمده تا آن سال ها را جبران كند. انتظار مي رود كسي كه دستيار فن كارايان بوده ، شخصيتي بسيار جدي و انعطاف ناپذير داشته باشد. اما علي رهبري صميمي برخورد مي كند و چهره اي خندان دارد. در هتل رودكي او را ملاقات مي كنم. سر ساعت منتظر نشسته بود . وقتي بابت دير آمدن عذر خواهي مي كنم مي گويد: «حتما شما هم در تر افيك گير كرده بوديد چون اينجا همه ترافيك را براي دير آمدن بهانه مي كنند.»
تا مي نشينم خودش مي پرسد از كجا بگويم ؟ و تا آمدم مقدمه چيني ام را شروع كنم، خودش گفتگو را آغاز كرده بود:
بر حسب اتفاق من يكي از كساني هستم كه در ابتدا از موسيقي دستگاهي ايراني آغاز كردم و بعد به سراغ موسيقي كلاسيك اروپايي رفتم و به عقيده من آينده دور ايران به همين سمت پيش ميرود و وضعيتي كه حالا در موسيقي هست و همه خودشان را يا متصل به اين موسيقي يا آن ميدانند از بين خواهد رفت. 32 سال پيش زماني كه رييس هنرستان موسيقي ملي شدم ميخواستم اين فاصلهها را از بين ببرم. آن زمان در 24 سالگي هم رييس هنرستان ملي بودم و هم رييس هنرستان عالي. در همان سن كم دستيار آهنگسازي اركستر وين بودم. حدود سه سال در ايران مديريت اين دو هنرستان را بر عهده داشتم.
سال 1968 با بورسيه به اتريش رفتم و بعد از سه سال دوره آهنگسازي و رهبري اركستر را تمام كردم و بعد دستيار يك آهنگساز بزرگ در آكادمي وين شدم.
سال 1972 از من دعوت كردند كه به ايران برگردم و مديريت هنرستانهاي موسيقي را بر عهده بگيرم. من روش تدريس موجود را نميپسنديدم، از طرفي اركستر سمفونيك و اركستر اپرا اكثرا نوازندگان خارجي بهره ميبردند، و من به شدت مخالف بودم ميخواستم همه نوازندگان ايراني باشند حتي اگر در آن سطح نباشند. تلاشم اين بود كه پايهاي بريزيم تا روزي ايرانيها خوب و عالي بنوازند. اما به هر حال وقتي ديدم كه حمايتهاي لازم از سوي دوستان هنرمندم انجام نميشود در سال 1975 ايران را ترك كردم. چون احساس ميكردم تمام آرزوهايي كه از كودكي داشتم دست يافتني نيست.
اما خوشبختانه شرايط امروز به آن چيزي كه ميخواستم نزديكتر شده است. همه نوازندگان ايرانياند و تلاش خود را ميكنند. من هم ميدانم كه تمام آن كارهايي كه در طول اين يك هفته انجام ميدهم ماندگار خواهند بود.
زمان زيادي طول نكشيد كه در اروپا به موفقيت رسيديد دليلش را چه ميدانيد؟
سال 76 يعني درست يك سال بعد از اين كه ايران را ترك كردم مدال طلاي مسابقات جهاني رهبري اركستر در فرانسه را بردم. فكر ميكردم خيلي خوش شانس بودم يا به قول مادرم به خاطر اين بود كه او هميشه مرا دعا ميكرد. فكر كنيد كسي از تهران برود فرانسه و مدال طلا بگيرد، آن هم بين آن همه نوازنده از كشورهاي اروپايي، قضيه همان كلوخي است كه بيهدف پرتاب ميكني و يك هو به يك پرنده ميخورد.
بعد از اين كه مدال طلا را گرفتم قراردادهاي زيادي براي رهبري اركسترهاي مختلف بستم. سال بعد در مسابقهاي در ژنو شركت كردم. مسابقه مثل مسابقه گلادياتورها بود. يعني همه برندگان با هم مسابقه ميدادند تا بالاخره چند نفر بالا بروند.
من ميترسيدم و به خودم ميگفتم خوب حالا يك بار شانس آوردي ولي دليل نميشود دوباره تكرار شود. اما آن جا هم به فينال رسيدم و مدال نقره جهاني بردم. البته كسي مدال طلا نگرفت و دو نفر نقره گرفتند. اين اتفاقات درست دو سال بعد از رفتنم از ايران بود. حالا ديگر همه جا رهبري ميكردم و نانم در روغم افتاد. آن زمان بزرگترين رهبر دنيا فن كارايان علاقهمند شده بود كه رهبري مرا ببيند وقتي كه اين اتفاق افتاد از من دعوت كرد به برلين بروم و در سي سالگي بزرگترين اركستر دنيا را رهبري كردم.
76 در تهران، 79 در برلين، در خواب هم نميديدم. حالا ديگر حق انتخاب داشتم و هر جا كه ميخواستم ميتوانستم بروم در شهرها و اركسترهاي مختلفي كار كردم از اروپا تا آمريكا. تا به حال در بيش از 180 شهر و 128 اركستر رهبري كردم. باز هم از خودم تعريف كنم!
چه طور وارد موسيقي شديد ؟
مادرم مذهبي بود. همان اوايل كه ميخواستم موسيقي ياد بگيرم نزد پيشنماز مسجد محل رفت و گفت پسرم خيلي دوست دارد كه موسيقي ياد بگيرد نظر شما چيست؟ هنوز اسمش يادم است حاج آقا ظهيري، به مادرم گفت: «چه اشكالي دارد كار خوبي است بگذار بزند.» مادرم از آن به بعد يكي از مشوقان من بود. بعد از من هم خواهرم موسيقي را شروع كرد. چند سال بعد كه موسيقي كلاسيك را ميخواستم ياد بگيرم مادرم باز هم پيش همان پيشنماز رفت و گفت: «بچههايم ميخواهند كارهاي موتزارت را بزنند شما اين آقا را ميشناسي؟ و آقاي ظهيري ميگويد: «خانم من هم درباره اين آقا چيزهايي شنيدم فكر كنم اشكالي ندارد و آخر و عاقبت كار بچههاتان خوب باشد.» به هر حال از اين طريق من و خواهرم موسيقي كلاسيك را دنبال كرديم.
حتي كار به جايي رسيده بود كه وقتي ما ميخواستيم از زير تمرين در برويم مادرم دعوايمان ميكرد و ميگفت: «بايد بزنيد تا من گوش بدهم.
خواهرتان هم هنوز موسيقي را دنبال ميكند ؟
بله. من دو خواهر دارم كه يكي از آنها نوازنده فلوت در اركستر آكادمي وين است. و آن يكي پروفسور در رشته موسيقي است. خانمم هم كه كروات است و نوازنده اركستر فيلارمونيك هميشه ميگويد ما 150 سال سابقه موسيقي كلاسيك داريم اما رهبر اركسترمان يك ايراني است و ايران كه فوتبال اين قدر در آن طرفدار و سابقه دارد مربي تيم مليشان را از كرواسي آورده است. به نظر شما اين تبادل جالب نيست يك رهبر اركستر از ايران در كرواسي و يك مربي فوتبال كروات در ايران ببينيد دنيا چقدر به هم نزديك شده است. حدود 15 سال است كه در كرواسي اركستر فيلارمونيك را رهبري ميكنم.
هيچ وقت در اين سالها به فكر نيفتاديد كه به ايران برگرديد؟
آن طور كه من از ايران رفتم. هيچ كس فكر نميكرد حالا هم برگردم چون انتظار داشتم دوستانم همكاري كنند تا موسيقي را در ايران بالا بكشيم. البته شايد آرزوهايي كه در سر ميپروراندم به زمان نياز داشت اما من عجله كردم. من ميگفتم چرا متكي به خارجيها هستم اگر روزي آنها از ايران بروند چيزي از موسيقي نميماند و وقتي انقلاب شد و خارجيها رفتند شيرازه موسيقي كلاسيك از هم پاشيد.
البته حالا كه به ايران بازگشتم متوجه شدم كه آنهايي كه در ايران ماندند زحمات بسيار زيادي كشيدهاند. تبليغات منفي در خارج بسيار زياد بود.
اوايل شايد اين صحبتها درست بود چون با وجود جنگ و شرايط اول انقلاب جايي به موسيقي توجه نميشد. اما امروز شرايط كاملا فرق كرده است. من فكر ميكردم در ايران جايي براي شغل من نباشد و احتياجي به كاري كه بلد بودم نيست، اما حالا فهميدم كه اشتباه بزرگي ميكردم. همان زمان كه من فكر ميكردم نميشود در ايران كاري كرد، كساني بودند كه جان و دلشان را براي موسيقي گذاشتند و موسيقي را به اين جا رساندند. حالا هم دير نشده اركستر سمفونيك تهران الان به من احتياج دارد و من اينجا هستم. نوازندهها سر تمرينها كيف ميكنند بايد كسي باشد كه بگويد چه كار كنند و چه كار نكنند. ممكن است چند سال طول بكشد تا به سطح جهاني برسد ولي ميرسد. بايد به نوازندهها هم مثل بازيكنان فوتبال بگوييم چه كار بكن و چه كار نكن تا بفهمند بالاخره چه اتفاقي بايد بيفتد.
بعد از اين همه سال ايران در روابط تغيير كرده است؟
اگر نظر من را بخواهي هيچ چيز در ايران عجيب و غريب نيست، امروز فرهنگها و ديدگاههاي مختلف در كنار هم قرار گرفتهاند. آن زمان هم در خانوادهها آدمهاي مذهبي و غيرمذهبي كنار هم مثل امروز زندگي ميكردند. شرايط اجتماعي براي پيشرفت و صعود به قلههاي جهاني اصلا غيرقابل دسترس نيست.
اين كشور هم رسم و رسوم خاص خودش را دارد و من نكات مثبت زيادي گرفتم در روز ارتحال امام خميني (ره)، وقتي تلويزيون داشت درباره ايشان برنامهاي نشان ميداد، از موسيقي مناسب آن هم استفاده كرده بود. در چنين كشوري نميتوان گفت موسيقي وجود ندارد و يا در تنگناست. بالاخره هر شرايطي راههايي دارد كه ميتوان در آن دست به كارهايي زد. مطمئن باشيد اگر اين برنامه بدون موسيقي پخش ميشد آن تاثيري كه بايد را نميگذاشت. اميدوارم آن دسته محدود و كمشماري كه هنوز هم به تاثير اين هنر و لزوم وجودش در زندگي پي نبردهاند، روزي متوجه اهميت آن بشوند.
شما دو قطعه براي اركستر انتخاب كرديد. قطعاتي كه آسان نيستند و در اركستر تا به حال اجرا نشدهاند. قبل از اين كه اركستر را ببينيد آنها را انتخاب كرديد يا بعد از آن؟
چايكوفسي را از قبل انتخاب كرده بودم. قبل از اين كه بيايم. با آقاي ناصري كه صحبت كردم گفت بعد از انقلاب اركستر اين قطعه را نزده است. من هم تصميم گرفتم آن را براي اركستر انتخاب كنم. ميخواستم سطح را با آنها كار كنم اما قطعه 9 دوژاك به نام دنياي نو را در تهران انتخاب كردم. از سطح كارهاي قبلي اركستر بالاتر باشد.
نوازندهها چه طور برخورد كردند؟
بچهها خيلي هيجان زدهاند. روزهاي اول به سبك سابق خود ميآمدند و ميرفتند اما بعد كه متوجه شدند ماجرا جدي است همكاري كردند و حالا خيلي خوب كار ميكنند. در مجموع ايرانيها خيلي با استعدادند.
فضاي بيروني چه تفاوتي كرده است؟
ايران پيشرفت زيادي داشته است. تمام زمينهاي خشك تهران و اطراف را درختكاري كردهاند همه جا سرسبز شده است. اتوبانهاي زيادي در شهر هست كه امثالش در شهرهاي بسيار بزرگ اروپايي ديده ميشود. ترافيك به همان بدي است كه در قبل بود. سرعت هم زياد است و قوانين رانندگي رعايت نميشود. هر ماشيني كه سوار ميشوم خواهش ميكنم كه آهسته برود. فقط متاسفم كه ايرانيها براي آن چه دارند تبليغ نميكنند جهان از اتفاقاتي كه در اين جا افتاده بيخبر است و نميداند كه ايران چقدر رشد داشته است.
وضعيت نوازندگي اركستر سمفونيك تهران چه طور است؟
من اين جا نيامدهام كه برايم دست بزنند، آمدهام كار كنم و هر چه مي توانم به اركستر سمفونيك ياد بدهم. نتيجه هر چه باشد برايم ارزشمند و مهم است.
راستش را بخواهيد براي من هم خيلي فرق نميكند كه نوازندههاي اركستر تجربه دارند يا ندارند. من كاري را كه بايد انجام بدهند به آنها ميگويم آنها هم دارند سعي خودشان را ميكنند.
گروه كر شرايط بسيار مطلوبي دارد و وقتي من با آن برخورد كردم متعجب شدم. اين گروه از توانايي بالايي برخوردار است كه نشان ميدهد در اين سالها بيكار نبودهاند. سرودهاي اول انقلاب و سرودهاي جنگ هم حاصل كار آنهاست. آن زمان شرايط ايجاب ميكرد كه گروه كر چنين كارهايي اجرا كند. ايرادي هم ندارد، حالا نوبت كارهاي ديگري است. اركستر سمفونيك تهران بايد حسابي تمرين كند، بايد برنامه ماهانه داشته باشد و بداند كه هر هفته چه ميخواهد بزند و در مرحله دوم هم بايد يك رهبر ثابت داشته باشد و هم رهبرهاي خوب ميهماني داشته باشد كه با دلسوزي با آن كار كند. آنوقت تازه ميتوانيم ببينيم نقايص اركستر چيست. اول بايد سقف خانه را درست كنيم كه پايين نريزد. بعد نوبت چيزهاي ديگر است.
خبر مرتبط :
علی رهبری به عنوان رهبر ثابت ارکستر سمفونیک تهران رسما مشغول به کار شد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 6:45 قبل از ظهر  توسط مهدی پناهی
|


بشنوید قسمتی از کاپریس شماره یک پاگانینی با اجرای ایزاک پرلمن
ببینید Wieniawski - Etude Op.18,4 'Caprice in a minor' با ویولون ایزاک پرلمن