تبليغاتX
" موسیقی برای موسیقیدانان "
جمعه 27 مرداد1385

Impressionism in music

تفكر امپرسيونسيم در قرن نوزدهم از فرانسه آغاز شد، تفكري كه درست بر خلاف روشهاي آكادميك هنري موجود مانند رئاليسم شكل گرفت. اين تفكر تقريبا" در تمامي هنرها رسوخ كرد اما حركتهاي ابتدايي اون رو نقاشاني چون Claude Monet و Pierre-Auguste Renoir و Alfred Sisley و .... آغاز كردند. نظر اين هنرمندان اين بود كه با تصاويري رويايي كه انسان در ذهن داره، هنرمند راحت تر مينونه احساس رو به مخاطبين خودش القا كنه تا اينكه عين واقعيت رو بيان كنه. نقاشان امپرسيونيسم اغلب از رنگ هاي ساده و غير تركيبي در نقاشيهاشون استفاده ميكنند، رنگها را در مرز عوض شدن بدون حساب و كتاب خاصي درهم ميدوانند، اغلب بوضوع سعي در نمايش جهت قلم خود بصورت مصنوعي دارند و بسياري از آنها در نمايش نور خورشيد يا رنگها اغراق هاي خاصي ميكنند. در هر صورت يك امپرسيونسيت سعي داره دنياي واقعي رو بصورت غيرواقعي و رويايي به تصوير بكشه. مثلا" در شكل زير به رنگ ها دقت كنيد، ببينيد كه چگونه رنگ قسمت بالايي يكي از درختها به سفيدي گراييده و يا در كل به حالت غير واضحي كه اين دو نقاشي دارند توجه كنيد. آيا واقعا" اين تصاوير توانايي برانگيختن احساس بيشتري در شما نسبت به دو تصوير كاملا" واضح از همين موضوعات دارند ؟


طرز تفكر امپرسيونيسيم به تدريج به ساير هنرها كشيده شد، مجسمه سازي، تئاتر، نويسندگي، سينما و ... حتي موسيقي. باوجود آنكه موسيقي برخلاف ساير هنرها توانايي بيان قاطع واقعيت ها رو نداره و يا حداقل بايد بگيم ما نميتونيم از اون درك واقعيت رو بكنيم اما هنرمند فرانسوي بنام Claudio Debussy به دليل حضورش در زادگاه امپرسيونيسم تونست اين تفكر رو به موسيقي راه بده. Debussy براي اين منظور در قطعاتش سعي در بيان داستانها و وقايع ميكرد، او براي شكستن روشهاي سنتي استفاده از نت هاي موسيقي از آكوردهاي جديد حتي مبهم، گامهاي whole tone و حركتهاي كروماتيك استفاده كرد. اما يكي از بارزترين نشانه هاي كارهاي دبوسي استفاده از آكوردها بدون توجه به آكوردهاي همسايه بود. خب حتما" ميدونيد اغلب يك سري قواعد و مقرراتي وجود داره كه وصل آكوردها رو به هم مجاز يا غيرمجاز ميكنه. Debussy اين قواعد رو كنار گذاشت و سعي كرد به هارموني پرصدا و رنگارنگ بصورت تنها نگاه كنه و توجه خاصي به هارموني هاي ميزانهاي بقلي نداشته باشه. در كارهاي Debussy آكوردهاي حل نشده يا فاصله هاي dissonance بوضوح مشاهده ميشه.


براي مثال به اين شكل نگاه كنيد، دو ميزان اول تم مشهوري از بتهوون است كه خيلي به صراحت عقيده اي رو (حالا هرچي) بيان ميكنه. اما دو ميزان بعدي حرف خاصي نميزنه و فقط آدم رو ميبره به رويا، يك سري آكوردهايي كه شايد هدف خاصي مانند اون ملودي اول سنفوني بتهوون به آدم القا نميكنه. ناگفته نمونه كه خيلي ها امپرسيونيسم در موسيقي رو اوج و قله موسيقي رمانتيك ميدونند كه بنظر حرف منطقيي هم مياد. تاثيرات امپرسيونسيم در موسيقي رو ميشه تو كارهاي ديگر موسيقيدانها مانند Ravel يا Albeniz و ... هم ديد.

audio.gif اينهم قسمت هايي از قطعه Claire de Lune از Debussy به اين قطعه خوب گوش كنيد، چه حسي به شما دست ميده؟ احساس پرواز، احساس اينكه توي خواب داريد روياي زيبايي رو ميبينيد؟ يا احساس يك شب مهتابي توي يك شاليزار كه نسيم شالي هارو به اينور و اونور ميبره؟ اين قطعه رو با Moonlight بتهوون مقايسه كنيد. ببينيد چقدر بتهوون مهتاب رو جدي نوشته و درعوض دبوسي اونو رويايي.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:15 قبل از ظهر  توسط مهدی پناهی  | 

دوشنبه 23 مرداد1385

Rebec
Rebec
ویولن از کجا آمده است؟؟؟!!!
 
عده كثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را كه ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای 1496 تا 1505 میدانند.

تا سالها پس از ساخت این ساز، از آن تنها برای همراهی سایر سازها استفاده میشد، چرا كه موسیقیدانها به ضعف رنگ آمیزی موسیقی توسط سازهای بادی پی برده بودند و نیاز به سازی با رنگ صدای جدیدتر داشتند.

اواسط قرن 17 بود كه ویولن بعنوان یك ساز solo مطرح شد، البته این ساز ابتدا فقط در محافل رسمی و اشرافی نواخته میشد اما بتدریج به پای به محافل طبقه متوسط و عادی نیز گذاشت.

روایت های دیگری نیز راجع به این ساز وجود دارد. اگر به زمانهای قدیم بازگردیم در سرزمینهای اسلامی اعراب، سازی بوده بنام Rebab كه تنها یك سیم داشته (البته برخی ریشه Rebab را هند نیز می دانند). بتدریج با گذشت زمان و پیشرفت علم و موسیقی، اعراب به تعداد سیم های آن افزودند و ساز دیگری بنام Rebec بوجود آمد.

جالب هست كه بدانید خیلی زود ایرانیها و ترك ها این ساز را برای خود بومی كردند و سبك ها و روشهای مخصوص به خود برای كوك كردن و نواختن آن ابداع كردند.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:59 قبل از ظهر  توسط مهدی پناهی  | 

جمعه 20 مرداد1385

http://www.Yanni.com/

زندگی نامه يانی

نام:يانی

نام خانوادگی:هريسوماليس

تاريخ تولد:۱۴ نوامبر ۱۹۵۴ (۲۳ آبان ۱۳۳۳)

محل تولد:کالاماتای يونان

رشته: روانشناسی

يانی دوران کودکی و نوجوانی خود را در کالاماتا که شهری کوهستانی و زيبا

بود گذراند.

در سن ۱۴ سالگی به رشته شناعلاقه مند شد و توانست يک رکورد ملی

برای کشورش بجا بگذارد.

در سن ۱۸ سالگی برای تحصيل بهتر (روانشناسی) به آمريکا رفت و به

بهترين دانشگاه روانشناسی جهان رفت.

بعد از اينکه يانی فارغ التحصيل شد به يک گروه محلی راک پيوست و کارش

را با سينتی سايزر يا کيبورد آغاز کرد و چون علاقه داشت در اين زمينه به

موفقيت دست یافت و به شهرت جهانی رسيد .

او تبديل شد به آهنگسازی مستقل با تفکراتی منحصر به فرد و اين در حالی

است که يانی توانايی نوشتن و حتی خواندن نت را ندارد و او با روشهای

ابدايی خود آهنگها را می سازد.(به نظر من آهنگهای يانی سبکی

است بين راک و کلاسيک و يا هر دوی آنها).

يانی غير از آلبوم های خود آهنگهای زيادی برای برنامه های تلويزيونی و

سينمايی و شرکت های تجارتی ساخته است.

او مدتها با خانم هنرمندی بنام (Linda Evans) همکاری صميمی داشت و

در سال ۱۹۹۸ اين ارتباط را پايان يافته اعلام کرد.او در کنسرت های يانی

نقش موثری داشت.

يانی پس از سال ۱۹۹۷ و کنسرت هند و چين ديگر کنسرت و توری برگذار

نکرد و به استراحت پرداخت و در سال ۲۰۰۰ آلبومی بنام

(If I Could Tell You) را بوجود آورد و اين آلبوم با کارهای قبلی او فرق

ميکرد چون تمام تنظيمات آن را خودش به انجام رساند.

يانی هنگامی که برای ساختن آهنگهای خود تمرکز ميکند به هيچ تلفنی

جواب نميدهد و در آرامش کامل وسکوت مطلق ذهن خود را آماده ميکند.

يانی خيلی بندرت موسيقی گوش ميدهد و به گفته خود او موسيقی را

از راديو گوش ميکند.

يانی قطعاتی هم برای مادرش فيليتسا (Felitsa) ساخته است و علاقه

زيادی به کشورش و مکانهای قديمی دارد.

یانی سالها پیش با شهرداد روحانی همکاری داشت و از تجربیات او استفاده

فراوان برد و با همکاری شهرداد و با استفاده از دانش و تجربه او یکی از

زیباترین کنسرتهایش را در شهر آکروپلیس یونان و با رهبری شهرداد روحانی

اجرا نمود.(شهرداد روحانی از موسیقی دانان بزرگ کشورمان است و

حضور وی در عرصه موسیقی جهان افتخاری برای ایران است).

یانی در سال ۲۰۰۳ آلبومی متفاوت و پر تنوع به نام Ethnicity روانه بازار

 

کرد و احاطه و قدرت خودش را در انواع مختلف موسیقی به دنیا ثابت

 

کرد.در این آلبوم یانی با استفاده از خواننده های جدید و البته زیاد

 

نسبت به کارهای قبلی اش نوعی تفاوت آشکار از لحاظ موسیقی با

 

شعر در آهنگهایش ایجاد کرده و به سبک جدید و منحصر به فرد Walk

 

Show روی آورده است. تور دوساله ياني(۲۰۰۵ ـ ۲۰۰۳) در ماه فبريه ۲۰۰۵

 

به پايان رسيد و دکترای افتخاري را از دانشگاه منيستوتا دريافت کرد. و در

 

حال ساخت و تنظيم آلبوم جديدش است که در سال ۲۰۰۶ بيرون مي آيد.

-------------------------------------------------------------------------------

 



 

 



 



The Best Of Ethnicity Music

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

For All Season

 Play Time

The Pomise

Jivaeri

Rain Maker

Playing By Heart

Written On The Wind

 اگر چه اين آهنگها mp3 نيست اما ارزش گوش کردن رو دارن.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 6:49 قبل از ظهر  توسط مهدی پناهی  | 

چهارشنبه 4 مرداد1385

 
کنسرتو ویلن بتهوون هنوز یکی از 
مهمترین قطعات ویلن است
کنسرتو ویلن بتهوون هنوز یکی از مهمترین قطعات ویلن است
کنسرتو ویولن بتهوون
 
ضربات کوتاه تیمپانی آغازگر موسیقی ایست که گرچه در زمان حیات مصنف خود بیش از یک بار اجرا نشد و تا سالها بعد از آفرینشش فراموش گشت، امروزه جزو زیباترین شاهکارهای ویولن به شمار می آید.

"کنسرتو ویولن بتهوون" اپوس 61 در" ر" ماژور که در سال 1806 تصنیف شد، اولین بار توسط فرانتس کلمان نواخته شد و از آنجا که پیش از اجرای عمومی اثر، فرصتی برای تمرین کافی بوجود نیامد، کلمان این اثر را در شب اجرا بدون تمرین قبلی نواخت.

عدم ارائه مطلوب اثر به شنوندگان برای اولین بار و شکست ناشی شده از آن باعث شد، مصنف تا آخرعمر کنسرتوی دیگری برای این ساز نسازد و سالها بعد از آفرینش آن، ویولونیست بزرگ ژوزسف یواخیم(1831-1906) این اثر را دوباره احیا نمود و از آنروز این کنسرتو از معروفترین شاهکارهای این ساز به شمار می آید.

راز جاودانگی این اثر بیش از هر چیز به دو عنصر " تعادل" و"غنای" موسیقی آن وابسته است. در موومان اول این کنسرتو، همواره ارکستر و تکنواز، موسیقی را بگونه ای به دست یکدیگر می سپارند که بهترین شرایط برای ادامه یا تغییرفضای آنست و هیچگاه همنوایی این دو با یکدیگر در به اوج رسیدن و فرود آمدن ها با یکدیگر، باعث بوجود آمدن شکاف در موسیقی نمی گردد.

audio.gif قسمتی از موومان اول کنسرتو ویلن بتهوون به رهبری توسکانینی و ویلن هایفتز

تکنواز در زیباترین لحظات موسیقی از همراهی ارکستر بهره می جوید. چه آنگاه که تریوله های زیبای او در موومان اول با نجوای زیرکانه ارکستر همراه می گردد و چه آنگاه که با نواختن تریل های پیاپی وسوسه انگیز، ارکستر را برای نواختن موسیقی آن با خود همراه می سازد.

در میانه اولین موومان، گویی موسیقی باز آغازمی گردد. همانند اول بار، که تکنواز با لحنی خجولانه و آرام به میان آمد، موسیقی همانگونه و از بم ترین نت های ویولن آغاز می گردد. اما این بار تکنواز موسیقی را به چنان درجه ای از غنای خود می رساند که تنها با تعمق در آن می توان از کمال آن آگاه شد.

در سراسر این موومان، همواره بیشترین نقش را، لحن کششی و آوازگونه آن بیان می دارد که در تناسب کامل با ویولن و امکانات صدایی آن است و غنای موسیقایی این اثر در درجه اول وابسته به این لحن است و این شاهکار همواره به صورت ملودی های آوازگونه در ذهن به خاطر می آید.

audio.gif کادانس آوئر با اجرای هایفتز

روح موسیقایی موجود در این اثر، هیچگونه تاثر ازعواملی، جز از آنچه که می تواند "موسیقی ناب" نامیده شود، ندارد وبدین روی، هیچگاه در طول تاریخ آفرینش این اثر، تکنوازانی که به سطح والای شعور موسیقایی و تکامل در آن نرسیده اند، از اجرای آن سرافراز بیرون نیامده اند و همواره دستیابی به قله غنای موسیقایی آن، کلید کامیابی آن بوده است.

در این میان، عنصر" تعادل" میان تکنواز و ارکستر که پیشتر به آن اشاره شد، کمک شایانی در بوجود آوردن شرایط، برای بیان این موسیقی ناب فراهم می سازد و این ویژگی جالب این اثر است.

استفاده از دامنه وسیع صوتی ویولن و بخصوص بهره گیری از اکتاوهای بالایی این ساز وهمینطور استفاده از امکان نواختن گلیساندوهای زیبا و نت های فلاژوله (هارمونیک) درخشان خاص ویولن در جابجای این اثر، از دیگر عوامل دلنشینی این موسیقی است.

کادانس های زیبایی برای این اثر توسط نوازندگان معروف ساخته شده است. اولین آنها از لحاظ تاریخی، مربوط به یواخیم است. لئوپولد آوئر، فریتس کرایسلر نیز هر یک کادانس هایی را برای این کنسرتو ساخته اند که امروزه اجرای این کادانس ها، تبدیل به جزو لاینفک این اثر شده است.

در موومان دوم پس از تمی کوتاه که زهی های ارکستر آن را بسط می دهند، تکنواز به همراهی بادی ها شروع به بیان مقدمه ای می نماید که در نهایت ارکستر را به اوج می رساند. در اینجا گرچه زهی ها، همراه بادی ها می نوازند اما نقش آنها در کنار این گروه است.

در واقع اندیشه مصنف در این موومان، بعد از این اولین اوج ارکستر، توسط تکنواز آشکار می گردد. در اینجا تکنواز عمده ترین نقش را در بیان موسیقی دارد وبا زیبایی وصف ناپذیری شروع به بسط موسیقی که از آغاز این موومان دنبال گشته بود، می نماید.

دومین موومان این اثر در انتها، بدون قطع به موومان آخر متصل می گردد. روندویی شاداب برای موومان سوم، که پس از بارها و بارها شنیده شدن همچنان تازگی دارد وهمانند سایر روندوهای بتهوون، نهایت استادی او را در ساخت این فرم از موسیقی به اثبات می رساند. درسراسر این موومان، گویی تکنواز و ارکستر به بازی با یکدیگر مشغولند.

پس از چند بار که ملودی شوخ این قسمت توسط تکنوازوارکستر گسترش یافت و تکرار گشت، تکنواز تمی دلفریب و بخاطر ماندنی می نوازد و در اینجا نیز، فاگوت به همراهی با او می پردازد و فضای موسیقایی دلنشینی فراهم می گردد.
Toscanini & heifetz
هایفتز و توسکانینی دو اسطوره موسیقی کلاسیک


آخرین موومان این کنسرتو که در سنین جوانی آهنگساز تصنیف گشته، بی شک از بهترین و بی نقص ترین روندوهایی است که در قرن نوزدهم ساخته شده است و به بهترین شکل و در شکوه تمام توسط تکنواز و ارکستر پایان می پذیرد. امروزه از این کنسرتو، اجراهای فراوانی انجام گشته و نوازندگان معروف اجراهای زیبایی را از آن بعمل آورده اند.

معرفی یک اجرا

از زیباترین این اجراها، می توان به اجرایی اشاره نمود که دو استاد بزرگ موسیقی قرن، یاشا هایفتز و آرتور توسکانینی، به همراهی ارکستر سمفونیک - ان بی سی- ازاین اثر بعمل آورده اند.

audio.gif قسمتی از موومان سوم کنسرتو ویلن بتهوون به رهبری توسکانینی و ویلن هایفتز

در این اجرا که از رهبری فوق العاده حرفه ای توسکانینی برخوردار است، ارکستر در توازون کامل با سولیست می باشد و تمامی فراز و فرودهای آن با دقت و وسواس تمام رهبر، انجام می گردد.

هایفتز نیز نهایت ظرافت را، در نواختن تک تک جملات این موسیقی به انجام می رساند و می توان گفت از هیچ جمله ای به سادگی نمی گذرد مگر آنکه حق مطلب آنرا بجا آورده باشد و زیبایی موجود در آن جمله را بخوبی به معرض اجرا گذاشته باشد. در این اجرای هیستوریک، هایفتز کادانس تکنیکی و زیبایی را که آوئر برای این اثر ساخته با تسلط کامل می نوازد.

تکنیک بالای هایفتز، زیبایی و ظرافت گلیساندوهایی که توسط او اجرا می گردد و اجرای نوانس های خاص موسیقایی ، که از شاخصه های سبک هایفتز در نوازندگی ویولن می باشد، ازآن اجرایی ماندگار در تاریخ ویولن ساخته است.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:2 قبل از ظهر  توسط مهدی پناهی  | 

چهارشنبه 4 مرداد1385

سیاوش قمیشی   کانون نظرسنجی پاسارگاد

 

            سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که  ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.

            سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی ? مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.

            سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.

اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما ? نسل بعد از انقلاب ? در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است.

            موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:48 قبل از ظهر  توسط مهدی پناهی  | 

چهارشنبه 4 مرداد1385

 
ایزاک پرلمن
ایزاک پرلمن
اراده آهنین پرلمن
 
عده ای بر این باور هستند که ویولن زدن کاریست بس دشوار. بسیاری از هنرجویانی که به این ساز روی می آورند پس از مدتی از ادامه باز مانده و دلسرد میشوند و یا به سازی دیگر روی آورده و یا به طور کلی با دنیای موسیقی وداع میکنند. بالاخره سلطان سازها باید هم سخت باشد. درمورد ویولنیست شدن از بتهوون نقل میکنند: "برای ویولنیست شدن روزانه هشت ساعت تمرین تا سی سال لازم است." در اروپا به ویولن ساز شیطانی نیز گفته اند.

میگویند ویولن همچون اسب چموش و سرکشی است که به هرکس سواری نمیدهد.به راستی که رام کردن این اسب سرکش ارده ای آهنین میخواهد.اما خوشا به سعادت آن کس که این اسب چموش را رام کرده و چه سواری ها که با آن نکرده و چه بسیارند کسانی که گوش و جان به نوای این سواری سپرده اند و خود را خوشبخت عالم یافته اند.

منوهین درباره ویولنیست میگوید:" نوازنده ی ویولن موجودی است مستقل .هیچ دست بیگانه ای در ملک طلق او اختیار ندارد.هیچ گوشی جز گوش او زیر و بم صدا را تعیین نخواهد کرد.او به تنهایی مخدوم است و خادم به محض اینکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشی شگفت انگیز آغاز میشود.در این چالش که بی وقفه ادامه می یابد کسب پیروزی به تمامی بر عهده ی خود اوست.این ارتباط بین ویولن و نوازنده اش است که این ساز را منحصر فرد ساخته.

ویولنیست واقعی حق ندارد خسته شود .گرچه ممکن است با ناکامی هایی مواجه شود اما هرگز نباید از پا بیفتد" شبی پس از کنسرتی که فریتز کرایسلر ویولن زن و آهنگساز بنام قرن بیستم برگزار میکند یکی از مخاطبان کنسرت آن چنان تحت تاثیر قرار میگیرد که کرایسلر را در آغوش گرفته و میگوید :"دوست داشتم تمام زندگی خود را بدهم در عوض مانند شما ویولن بزنم." کرایسلر در پاسخ میگوید:(من هم همین کار را کرده ام) آری برای تسلط یافتن براین تکه چوب و تارهایش باید زندگی داد.

کسانی را میشناسیم که این اسب سرکش را رام کرده اند.اویستراخ هایفتز میلشتاین اشترن شاهام ریچی و ... ایزاک پرلمن را هم میتوان به نام های بالا اضافه کرد.کسی که به راستی اراده ای آهنین دارد.پرلمن با تکنیک بی عیب و ویرتوئوزیک خود بسیاری از شنوندگان خود را محظوظ نموده.کسی که توانایی اجرای هر نوع قطعه اعم از کلاسیک جاز کانتری جیبسی سینمایی و... را دراست ایزاک پرلمن در 31 آگوست 1945 در جافا منطقه ای از تل آویو پایتخت کشور اسراییل به دنیا آمد.وی را به عنوان یکی از بهترین ویولنیست های قرن بیست وبیست ویکم میشناسند.شاید در بین ویولنیست هایی که در قید حیات هستند نتوان کسی را بالاتر از پرلمن یافت.

audio file بشنوید قسمتی از کاپریس شماره یک پاگانینی با اجرای ایزاک پرلمن

پرلمن زمانی که کودکی خردسال بود با شنیدن یک رسیتال ویولن از رادیو به این ساز علاقه مند شد و تصمیم گرفت ویولنیست شود.

وی فراگیری ویولن را در سنین پایین کودکی در آکادمی موسیقی تل آویو شروع کرد.استعداد او از همان دوران کودکی به خوبی نمایان بود. تنها اندکی پس از فراگیری به برگزاری کنسرت با ارکسترهای محلی پرداخت و زمانی که فقط ده سال داشت اولین بار به عنوان سولیست رسیتال برگزار کرد.

در زمان کودکی با فاجعه ای جانسوز یعنی فلج اطفال مواجه بود که در چهار سالگی به آن دچار شد که هنوز هم از این بیماری رنج میبرد وی به کمک عصا راه میرود و در کنسرت ها نشسته بر روی صندلی ویولن مینوازند.این جاست که اراده آهنین او خودنمایی میکند. به راستی که همین اراده است که پرلمن را پرلمن کرد.


ایزاک پرلمن
زمانی که 13 سال داشت در یک برنامه مردمی تلویزیونی در نیویورک شرکت و توجه بینندگان برنامه را به خود جلب کرد.

همین برنامه برای او کافی بود تا استعداد سرشار خود را به نمایش بگذارد.به او اقامت در شهر نیویورک و جایزه تحصیل در جولیارد دادند.

در مدرسه جولیارد از محضر استادان مسلم موسیقی همچون ایوان گالامیان و دروتی دلای بهره برد. دوری کاری وی به عنوان نوازنده حرفه ای ویولن در سال 1963 آغاز شد. در این سال کنسرتو ویلن فا دیز مینور وینیاوسکی را به همراه ارکستر انجمن ملی در کارنگی هال نیویورک به مرحله اجرا گذاشت. البته این اجرا چندان موفقیت آمیز نبود و پرلمن مورد انتقاد و نکوهش قرار گرفت.بسیاری از منتقدین بر این باور بودند که وی در اجرای دقیق و واضح پاساژهای بسیار دشوار این اثر ناتوان بوده است.

Audio File ببینید Wieniawski - Etude Op.18,4 'Caprice in a minor' با ویولون ایزاک پرلمن

اما ویولنیست جوان ما مایوس نشد و با صلابت به راه خود ادامه داد و یک سال پس از این واقعه در سال 1964 اولین جایزه خود را در رقابت ویولن لوینتریت در نیو یورک کسب کرد.

در سال 1965 وی دیگر به عنوان یک نوازنده ی جهانی مطرح بود.از این دوره به بعد شروع به ضبط صفحه کرد و تورهایی را برگزار نمود.

در اولین قدم به زادگاه خود اسراییل باز گشت و اقدام به برگزاری هشت کنسرت با ارکستر فیلارمونیک اسراییل کرد. از جمله تورهای هنری وی میتوان تور لندن به همراه ارکستر سمفونیک این شهر در سال 1968 تور سالزبورگ به همراه ارکستر فیلارمونیک وین در سال 1972 وتور هنری سال 1990 در شوروی سابق به همراه ژوبین مهتا و فیلارمونیک اسراییل را نام برد.این تور هنری با عنوان "پرلمن در روسیه "به صورت دی وی دی در بازارهای جهانی منتشر شده است.در این دوره مشغول به کار فرهنگی در کاخ سفید نیز شد و مستر کلاس برگزار نمود.

هنگامی که کنسرتو ویولن دیوسان و دشوار سیبلیوس را اجرا کرد منتقد موسیقی هاوارد کلین در نیویورک تایمز او را مورد تحسین وستایش قرار داد و اجرای وی را یکی از بهترین اجراهای ارائه شده از این اثر توصیف کرد.

هاوارد کلین که به وجد آمده بود در نیویورک تایمز نوشت:"چه نوازندگی شور انگیزی.چه سونوریته ی گرم و دلنشینی.گویی در بخش هایی از فلاژوله های موومان سوم پرلمن با ویولن خود سوت میزند! تپیدن را در این اجرا تجربه کنید.. از گوش دادن به او لذت ببرید...

با توجه به عظمت ویولن و سازگاری این ساز با فرهنگ ها و سبک های مختلف پرلمن به نوازندگی در حیطه موسیقی کلاسیک بسنده نکرد. وی در زمینه موسیقی جیبسی و فولکلریک هم فعال بوده و در این زمینه صفحه هایی ازاو موجود است.اجرای وی از زیگونروایژن -که ساراسات با الهام از موسیقی محلی کولی ها اقدام به ساخت آن کرد یکی از بهترین اجراهای ارائه شده از این اثر میباشد.


زوکرمن و ایزاک پرلمن
در زمینه موسیقی آثار سینمایی نیز همکاری او با جان ویلیامز آهنگساز بزرگ فیلم قابل تحسین است. این آهنگساز بزرگ که در گذشته برای موسیقی فیلم ویولن زن روی بام با ایزاک اشترن همکاری هایی داشت موسیقی فیلم فهرست شیندلر را به پرلمن تقدیم کرد و پرلمن با اجرای قطعات سولوی این اثر به دریافت جایزه آکادمی در سال 93 نایل آمد.

به طور کلی پرلمن رپرتوار بسیار گسترده و فراگیری دارد .در این رپرتوار انواع فرمهای موسیقی اعم از سونات کنسرتو وحتی انواع انکورهاو ملودی ها شامل کلیه ی دوره های موسیقی اعم از باروک کلاسیک رمانتیک و مدرن به چشم میخورند.به همین دلیل نمیتوان پرلمن را متخصص اجرای آثاری مربوط به مکتب و یا دوره ای خاص دانست.در واقع شعور ودرک بالای موسیقیایی او باعث شده از باروک تا مدرن را به نحو احسن بنوازد.

audio file بشنوید قسمتی از پلونز شماره یک وینیاوسکی با اجرای ایزاک پرلمن

اجرای پرلمن از چهار فصل ویوالدی از باروک اجرای کنسرتو سل ماژور موزارت از دوران کلاسیک اجرای کنسرتو ویولن بتهوون از دوران رمانتیک و اجراهای کنسرتو ویولن شوستاکوویچ و وکالایز راخمانینوف از موسیقی سده بیستم هر کدام از بهترین اجراهای ارائه شده از این آثار هستند. در واقع چنین ویژگی در کمتر نوازنده ای یافت میشود برای مثال روجیرو ریچی متخصص در اجرای آثار پاگانینی است و آرتور گرومیو متخصص در اجرای آثار باخ. از نوازندگان نسل پیش میتوان اویستراخ و هایفتز و از نوازندگان امروزی میتوان گیل شاهام را مثال زد که چنین شعور بالای موسیقیایی برای اجرای انواع آثار از مکتب ها و دوره های مختلف را دارا بودند.

پرلمن به عنوان سولیست ویولن با بسیاری از نوازنده های مطرح دوران خود همکاری داشته که از آن ها میتوان ایزاک اشترن . پینشاس زوکرمان دانیل بارنبویم لین هارل و یویو ما را نام برد.او به مناسبت شصتمین سالگرد ویولنیست شهیر ایزاک اشترن با همکاری خود او و ژوبین مهتا به همراه ارکستر فیلارمونیک نیویورک صفحه ای را به بازار عرضه نمودند که در آن اثاری از باخ موزارت و ویوالدی اجرا شده بود. اکومپانیمان های وی در سال های اخیر ساموئل سندرز و ولادیمیر اشکنازی بوده اند که حاصل همکاری پرلمن و اشکنازی چند جایزه گرمی در زمینه نوازندگی موسیقی مجلسی بوده است.

علاوه براین پرلمن با بسیاری از رهبران طراز اول دنیا همکاری داشته که میتوان همکاری وی با اورماندی برای ضبط کنسرتو ویولن چایکوفسکی همکاری با بارنبویم برای ضبط کنسرتو ویولنهای برامس و بتهوون همکاری با آندره پروین برای ضبط کنسرتو ویلن های مندلسون و سیبلیوس و همکاری با جیمز لیواین برای ضبط کنسرتوهای موزارت را نام برد.

اکثر اجراهای پرلمن توسط لیبل ای ام آی کلاسیک ویا دویچه گرامافون منتشر شده اند در سال 1995 هنگامی که 50 سال داشت به عنوان هنرمند سال از سوی مدیران ای ام آی انتخاب شد و در همین سال قرارداد پنج ساله ای با این شرکت امضا نمود.

audio file بشنوید قسمتی از کنسرتو ویولون خاچاطوریان با رهبری زوبین مهتا و ویولون ایزاک پرلمن

پرلمن در سال 1987 به اسراییل باز گشت و به همراه ارکستر فیلارمونیک کشور نامبرده کنسرتهایی رادر کشور های بلوک شرق برگزار نمود.


ایزاک پرلمن و جان ویلیامز
وی همچنین در سال 1990 کنسرت هایی را با همان ارکستر در چین و هند برگزار نمود. ایزاک از یک ساز استرادیواریوس استفاده میکند که نام آن سویل است.این ساز در سال 1714در شهر کرمونا ساخته شده و سازیست بسیار زیبا .از سال 1902 که شخصی به نام سویل این ساز را خریداری کرد این ساز سویل نام گرفت. در سال 1950 لرد یهودی منوهین این ساز را خریداری کرد و در نهایت در سال 1986 در اختیار پرلمن قرار گرفت.

از سال 1997 پرلمن به رهبری ارکستر روی آورده و در اکثر اجراهای اخیر هم به عنوان سولیست و هم به عنوان رهبر ایفای نقش نموده. به عنوان رهبر با بسیاری از ارکسترهای بزرگ ایالات متحده همچون ارکسترهای فیلادلفیا شیکاگو و لس آنجلس همکاری داشته و درسال 2001 به عنوان رهبر میهمان ارکستر سمفونیک دیترویت انتخاب شد.در سال 2005 پرلمن رهبری بر روی سکوی ارکستر های سیاتل شیکاگو و فیلارمونیک نیو یورک را نیز تجربه کرد.

یکی از آخرین کنسرت های پرلمن در22 ژانویه 2006 در ونکوور کانادا برگزار شد که پرلمن به همراه ارکستر سمفونیک این شهر کنسرتو ویولن بتهوون را اجرا کرد.

در پایین لیستی از جایزه های گرمی کسب شده توسط پرلمن می آید تا بتوانید به عظمت این نوازنده پی ببرید:

جوایز گرمی در بخش نوازندگی موسیقی مجلسی:
پرلمن و بارنبویم : برامس سه سونات ویولن وپیانو(1991)
پرلمن واشکنازی و لین هارل : تریوهای پیانوی بتهوون (1988)
پرلمن اشکنازی و هارل: چایکوفسکی تریو در لا مینور(1982)
پرلمن و زوکرمان : دوئت شوستاکوویچ و پروکفیف سونات برای دو ویولن(1981)
پرلمن و اشکنازی : سوناتهای ویولن بتهوون (1979)
جوایز گرمی در بخش نوازندگی سولیست به همراه ارکستر:
پرلمن و سی جی اوزاوا:البوم امریکایی آثاری از برنشتاین و..(1996)
پرلمن و زوبین مهتا :شوستاکوویچ و گلازونف کنسرتو ویولن(1991)
پرلمن ولیواین : موزارت کنسرتو ویولن 2و4(1988)
پرلمن و بارنبویم: کنسرتو ویولن الگار(1983)
پرلمن مهتا اشترن وزوکرمان: آلبوم شصتمین سالگرد اشترن(1982)
پرلمن وروستروپوویچ:برامس دوبل کنسرتو(1981)
پرلمن و سی جی اوزاروا : کنسرتو ویلنهای استراوینسکی و برگ(1981)
پرلمن و ارکستر فیلارمونیک لندن: چهار فصل ویوالدی(1976)
جایزه گرمی در بخش بهترین آلبوم موسیقی کلاسیک:
پرلمن و کارلو ماریا جولینی : کنسرتو ویولن برامس (1979)
جایزه گرمی در بخش بهترین طراحی آلبوم موسیقی کلاسیک :
پرلمن اشترن زوکرمان و ژوبین مهتا:شصتمین سالگرد آیزاک اشترن(1982)
علاوه بر جوایز گرمی پرلمن در زمینه موسیقی فیلم جوایزی همچون آکادمی و اسکار را از آن خود کرده است.یکی از افتخارات وی دریافت جایزه از دست بزرگانی همچون پرزیدنت ریگان و پرزیدنت کلینتون میباشد. شاید هم یکی از افتخارات کلینتون این باشد که به پرلمن جایزه داده است!

پرلمن در حال حاضر به تدریس موسیقی مشغول است و هر تابستان در "برنامه موسیقی پرلمن" به طور تمام وقت به شاگردان با استعداد درس میدهد. هنر ایزاک پرلمن این است که توانسته ایزاک پرلمن باشد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:43 قبل از ظهر  توسط مهدی پناهی  | 

Copyright © All Rights Reserved for http://classicalmusic.blogfa.com